Friday, September 29, 2006

آغازِ يك مسير

نمی‌توانم فراموش كنم كه در هرجایِ جهان زنده‌گیِ كنم سرزمين‌ام شهری است كه از اشكِ مردانِ و زنانِ بسياركوش برایِ نانی كه بيش از آن‌كه شكم‌ها را پر كند، نشانِ آرامشِ يك زنده‌گی است، در گرمایی از فرطِ آفتاب و جنوب و در خشك‌سالی از كوير و كوهستان‌هایِ بی‌علف بنا يافته و مردمان‌اش هنوز پارسی را به شيوه‌یِ نياكان‌امان گرامر می كنند حتا اگر در اين سال‌ها لغت‌هایِ عرب، آغشته كرده باشد زبان‌امان را با اقتصادی نااستوار كه به كشورهایِ حاشيه‌ِی خليجِ تا ابد پارس وابسته است و چه دردناك است اين حقيقتِ تلخ.
پس می‌نويسم در اين صفحه برایِ شهراَم، روستای‌ام، دهات‌ام كه مرا تا همين الان و هزار سالِ بعد يك بچه‌دهاتی نگه داشته حتا اگر در مركزِ اين سرزمينِ پهناور و در مهم‌ترين شكل‌هایِ فرهنگی و اجتماعی مجبور به زيست باشم. پس می‌نويسم اين‌جا در اين صفحه برایِ اشكنان‌ام، كه مثلِ غروب‌هایِ دشتِ پشتِ دشتِ كوراَش دوست‌اش دارم؛ مثلِ كناره‌هایِ رودخانه‌یِ بسيار خشك‌اش دوست‌اش دارم و مثلِ كوه‌هایِ سيالِ خاكستری‌اش دوست‌اش دارم. و جوانان‌اش را و نوجوانان‌اش را و مردان‌اش را و زنان‌اش را كه در همين روزهایِ مباركِ رمضان سخت دوست دارم بتوانم كاری برای‌اشان بكنم. اين‌جا می‌شود محلی برایِ ارتباط و بايد سپاس‌گزارِ دانش‌مندانی باشيم كه برایِ راحتیِ اين ارتباط‌ها تلاش كرده‌اند و می‌كنند.
اما چند نكته‌یِ مهم درباره‌ِی اين صفحه؛
1- شك نيست كه منظرِ نگاهِ من به اشكنان سخت فرهنگی خواهد بود چرا كه معتقداَم زيربنایِ هر پيش‌رفت و ترقی نه تنها اقتصادِ صرف نيست كه بدونِ فرهنگ هر اقتصادِ پويایی به فلاكت خواهد نشست و البته در اين مورد بسيار سخن خواهيم گفت.
2- من همه‌ِی دوستانی را كه مسندی در اين شهر دارند دوست دارم و لااقل تا اين لحظه به همه‌شان ثابت شده بعد از كش و قوس هایِ بي‌شمار كه هيچ‌جایی دشمنی از من نديده‌اند و اينك نيز هم‌چنان دوست‌دارشان خواهم بود و بنابراين ضمنِ احترام هرجایی را كه احساس كنم كاری دور از شانِ والاشان انجام داده‌اند با همه‌ِی ناچيزی ادایِ برادرِ مومن‌اشان را در خواهم آورد و در آن موارد حرف‌هایی خواهم زد. بنابراين پيشاپيش اگر جایی حرفی زدم كه احيانا برایِ بزرگ‌واری گران آمد مرا ببخشند و البته برادرِ كوچك‌اشان محتاجِ تذكراتِ آنان نيز خواهد بود و هركجا هم مرتكبِ اشتباهی عمومی شوم شك نكنيد كه عذر خواهم خواست.
3- برایِ دوستانِ جوان‌ام بسيار سخت‌تر خواهم نوشت چرا كه معتقداَم اگر قرار باشد اشكنانی والا داشته باشيم، بر شانه‌هایِ آنان ساخته خواهد شد.
4- از همه‌یِ دوستان می‌خواهم اين صفحه را لينك كنند و مي‌خواهم نظرات‌اشان را با من در ميان بگذارند.
5- از همين آغاز می‌گويم كه برایِ هرگونه دوری از سوءتفاهم و سوءاستفاده تنها از طريقِ ايميلِ milad@ashkanancity.com با آن‌ها تماس خواهم گرفت و نظرات‌ام را در همين صفحه خواهم نوشت و بنابراين از گذاشتنِ كامنت در صفحاتِ دوستان به عنوانِ اين صفحه معذور خواهم بود. شكی نيست كه ممكن است برایِ برخی از دوستان از طريقِ وب‌سايت‌ام يعنی نريتيو دات آی‌آر پيغام‌هایی هم بگذارم اما از طريقِ اين صفحه نه.
6- موضوعاتی كه در اين صفحه به آن خواهم پرداخت سعی می‌كنم محدود نباشد، از دوستانِ هم‌شهری‌ام می‌خواهم كه مدام نقادی‌ام را فراموش نكنند.
7- من يك توسعه‌دهنده‌یِ روايت هستم. فرقی نمی‌كند كجا زنده‌گی كنم مهم اين است كه شهروندِ وب هستم، شهروندِ سايبر، يعنی كه مدام هر جا كه لازم است در دست‌رس هستم و البته تعلقِ خاكی‌ام به شهر كوچكِ خوداَم است؛ به اشكنانِ من!
امروز جمعه هفتمِ مهرِ 1385 در پیِ گذشتِ پنج روز از ماهِ رمضان يادداشت‌هام را برایِ اشكنان‌ام آغاز می‌كنم.
يا علی!